امام زمان
يكي ديگز از علائم ظهور كه در كتاب بحارالانوار ان است كه: در تفسير عياشي از جابر جعفري از امام محمد باقر (ع)نقل ميكند كه فرمود: هيچ حركتي از خود نشان مده و سر جاي خود بنشينتا آنگاه كه علائمي را كه در سال طاق و من اكنون براي تو ذكر مي كنم ببيني: و اينكه:كسي از دمشق صدا مي زند و يكي از دهات آن فرو رفتگي اي پديد آيد و قسمتي از آن مسجد فرو ميريزد،و ميبيني كه طائفه اي ترك از آنجا مي گذرد،و در جزيره فرود مي آيند، روميان هم در رمله فرود مي آيند و و آن سالي است كه در تمام سرزمين عرب اختلاف روي مي دهد، و اهل شام گرد سه پرچم مختلف جمع مي شوند، يكي زرد و سفيد و ديگري سفيدو سرخ و ديگري پرچم سفياني است، سفيــاني با دائيــانش كه از قبيله ي كــلب ميــباشند، خروج مي كند، و بر قبيله ي بني ذنب الحمار از قبيله ي مضر حمله مي كند، و جنگي مي كنند كه تا به آن حال چنان جنگي به وقوع نپيوسته بود، سپس از بني ذنب مردي به دمشق آيد و چنان كشته شود كـه كسي را بدان گونه نكــشته بــاشند، اين است معني آيه ي ( فاختلف الاحزاب من بينهم فول للذين كفروا من مشهد يوم عظيم) يعني طوائفه اي از ميان مردم به جان هم مي افتند،واي بر كفاري كه در آن روز بزرگ در جنگ شركت جويند ، سفياني و پيروانش خروج مي كنند و قصدي جز كشتن و آزار اولاد پيامبر و شيعيان آنها ندارند،او يك لشكر به كوفه مي فرستد، جمعي از شيعيان آنجا را مي كشد، و گروهي را به دار مي آويزد، و لشكري از خراسان مي آيد و در ساحل رود دجله منزل مي كند، و مردي ضعيف از شيعيان با طرفدارانش براي مبارزه با او به بيرون كوفه مي رود و مغلوب مي گردد، سپس سفياني لشكر ديگري به مدينه مي فرستد و مردي در آنجا كشته مي شود و مهدي و منصور (وزير امام زمان) فرار مي كنند و بزرگ و كوچك و سادات و ذريه ي پيغمبر را گرفته و حبس مي كنند،آنگاه لشكري براي پيدا كردن مهدي و منصور از مدينه بيرون مي آيد، مهدي همچون موسي بن عمران (كه هراسان از مصر خارج شد ) هراسان و نگران از مدينه بيرون مي آيد و بدين گونه به مكه مي رود لشكر اعزامي هم به دنبال او مي آيند، ولي وفتي به بيابان هايمكه ميرسند زمين فرو ميرود، و جز يك نفر كه خبر آنها را ببرد باقي نماند، پس قائم در بين ركن و مقام مي ايستد و نماز مي خواند و و بر مي گردد و وزير او نيز با اوست، در آنوقت مهدي مي گويد: اي مردم من از خداوند مي خواهم كه مرا بر آنها كه بر ما ظلم كردند، و حق ما را گرفتند نصرت دهد، هر كس در باره ي خدا با من گفتگو دارد (بيايد و بگويد)زيرا من از هر كس به خدا نزديك ترام، و هركس در باره ي آدم با من گفتگو دارد به من بگويد زيرا من از هر كس به آدم نزديكترم،و هر كس در باره ي نوح گفتگو دارد بيايد و به من بگويد،زيرا من از هر كس به وي نزديكترم، و هر كس در باره ي ابراهيم گفتگو دارد به من بگويد زيرا من از هر كس به او نزديكترم، و هر كس در باره ي محمد (ص) بامن گفتگو دارد بمن گويد زيرا من از هر كس به محمد(ص)نزديكترم، و هر كس در باره ي پيامبران با ما گفتگو دارد بمن گويد زيرا من از هر كس به پيامبران نزديكترم،و هر كس در باره ي كتاب خدا گفتگو دارد به من بگويد، زيرا ما در اين خصوص از هر كس سزاوار تريم، ما و هر مسلماني گواهيم كه بما(خاندان پيامبر) ستم نمودند و ما را آواره كردند، و از خانه و وطن خود بيرون كردند، و اموالمان رت ضبط كردند، و ما را از همه چيز محروم و مقهور نمودند،آگاه باشيد،ما هم اكنون از خدا و هر مسلماني ياري مي طلبيم، سپس اما باقر (ع) مي فرمايد:بخدا قسم سيصد و سيزده مرد كه پنجاه زن نيز در ميان آنها است مانند قطعه هايي ابر در فصل پاييز در غير موسم حج در مكه ي معظمه جمع مي شوند ، چنانكه خداوند مي فرمايد:اينما تكونوا يات بكم الله جميعا ان الله علي كل شئ قدير هر جا كه باشيد خدا شما را گرد آوردخداوند بر هر چيز تواناست،در آن موقع مردي از خاندان پيامبر ميگويد: اين شهر(مكه)مردمي ظالم دارد،سپس آ» سيصد و سيزده نفر بعد از زمان پيغمبر در ركن و مقام با امام بيعت مي كنند،آنگاه با لشكر و سلاح و وزيرش از مكه بيرون مي آيد،در آ»وقت منادي در مكه از آسمان او را به نام صدا مي زند،بطوري كه تمام مردم زمين آنرا مي شنوند، نام او نام پيامبر است اگر اين براي شما اشتباه بود پيمان پيامبر و و پرچم و سلاح او و اينكه او (مهدي) مردي پاكدل از اولاد حسين (ع) است، باعث اشتباه نخواهد بود اگر اين هم موجب اشتباه گردد آن صداي آسماني كه او را با اسم صدا مي زند موجب اشتباه نمي شود، ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بحار الانوار
¤ نوشته شده در ساعت 06:27 توسط امين آسيايي | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (5)

امام زمان (علائم ظهور)
علائم ضهور امام زمان
بسم الله الرحمن الرحيم موضوع غيبت امام زمان يكي از شبه ها را براي ذهن انسان پديد مي آورد كــه انسان چكگونه آخرالزمان ر بشناسد، حال ما در اين بخش مي خواهيم در باره ي اين موضوع صحبت كنيم، علائم آخر الزمان شيخ صدوق در كتاب اختصاص از ابو حمزه ثمالي روايت مي كند كه:به حضرت امـام باقر (ع) عرض كردم : اميرالمؤنين مي فرمود : هر كس كه ميخواهد با پيروان دجــال جنگ كند با آنها كه بر ريخته شدن خون عثمان و كشتگان نهروان گريه كند كشتار نمايد هر كس با اين عقيده بميرد كه عثمان مظلوم كشته شده با خشم خداوند مرده و دجال را نيز نمي بيند، شيخ مفيد در كتـاب ارشاد مي فرمايد : رواياتي بما رسيده كه متضمن ذكر علامـات امام زمان و ظهور قائم است و مشتمل بر حوادثي است كه پيش از آمدنش واقع مي شود، و هم آيات و علائمي خواهد بود ، از جمله : خروج سفياني ، كشته شدن سيد حسيني، نزاع بني عباس بر سر سلطنت دنيوي و گرفتن قرص آفتاب در نيمه ي ماه رمضان و گرفتن ماه در اواخر آن ماه، در بيابان مكه زمين فرو مي رود، و يك فرو رفتگي در غرب و شرق پديد مي آيد، و آفتاب از ظهر تا عصر از حركت مي ايستد،و طلوع آفتاب از سمت مغرب و كشتن مردي پاكدل با هفتاد نفر مرد صالح در بيرون كوفه، و كشته شدن مردي هاشمي در بين ركن و مقام ، و خراب شدن ديوار كوفه و آمـدن پرچم هاي سياه از خـراسان و خروج مردي يمني و قيام مردي از اهل مغرب در مصرو تصرف شهر سامات به دست وي ، و فرود آمدن لشكر ترك در جزيره ( موصل) ، و روميـان ( فلسطين) فرود آيند، وستاره اي از شرق طلوع كه مانند ماه بتابد، آنگاه گرفته و كماني شكل مي شود، بطوري كه دو سر آن مي خواهد به همديگر برسد و سرخي در آسمان پديد مي آيد، و در اطراف آسمان پخش مي شود، و آتشي دراز در شرق نمايان ميشود، و سه روز يا هفت روز در هوا مي ماند(شايد منظور ستاره ي دنباله دار بزرگ باشد،) و عرب از قيدرقيت و منحت آزاد مي شـود و شهر ها را به تصرف خود در مي آيد، و آنها را از تصـرف عجم در مي آورد، و اهل مصر حاكم خود را مي كشند، شام ويران مي شود، و سه لشكر با پرچم هاي مشخص در آنجا بجـــان هم مي افتند ، و پرچــــم هاي قيــس و عرب به مصر در آيند، و پرچـم كنده بـحران مي رود،و لشكري از جانب عرب مي آيند،و در خرابه هاي حيره منزل مي كنند،و پرچــم هاي سياه از مشرق بطرف حيره مي روند، و شكافي در نهر فرات پديد مي آيد، و آب آن كوچـه هاي كوفه را فرا مي گيرد، و ظهور شصت نفر دروغگو كه همگي مدعي پيامبري هستند، و قـيــام دوازده نفر از نسل ابو طالب كه همگي ادعاي امامت دارند، و سوزاندن مردي از بزرگان بنـي عباس در بين جلولا و خانقـين ، و بــستن پــلي در بــغداد نزديك محله ي كرخ، و بر خاستن باد سياهي در اول روز در بـغداد و هم زلـزله اي در آنجـا مي آيد كه بسيـاري از مردم مـي ميرند و ترسي بر اهل عــراق و مردم عـراق مستولي مي شود، و مرگ هاي ســريع آنها را از پـاي در مي آورد، و آفت به جان و مال و محصول آنها مي افتد، و ملخ ها به موقع و بي موقع مي آيد و به غله و كشت و زرع آنها ميزند، و كشت و زرع آنها تقليل مي يابد، ودودسته ازمردم به جان هم افتاده خون بسياري درميان آنهاريخته ميشود،بردگان ازفرمانبردا ري آقايان خود سرباز مي زنند، و ارباب خود را به قتل مي رسانند، و بعضي بدعت گذاران دين از صورت آدمي بيرون آيند و به صورت خوك و ميمون مي شوند،و بردگان بر شهرهاي بزرگان غلبه يابند، و صدايي از آسمان مي آيد به طوري كه تمام ساكنان اهل زمين هر كس به زبان خود مي شنود، و صورت ها و سينه ها ئـــي در نور آفتـاب بيرون مي آيد و مردگاني از قبــر بيرون مي آيند،به دنيا برمي گردند،و با مدم معاشرت نموده به ملاقت يكديگر مي روند،آنگاه اين علائم با بيست و چهــار بــاران ختم مي شود، سپس زمين مرده زنده مي شود و سرسبز شده بركات آن آشكار مي شود، و تمام بد بختي ها از پــيروان حق كه شــيعيان مــهدي(عج) ميــباشند بر طرف مي شود ، در آن وقت است كه مي فهمند كه از مكه ظــهور مي كند و بــراي يــاري او به مكه مي روند، نكته پاره اي از اين وقايع حتمي است و پاره اي اگر شروطي پيش آيد، اتفاق مي افتند،
¤ نوشته شده در ساعت 10:08 توسط امين آسيايي | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (4)

اثبات ولايت امام علي

بسم الله الرحمن الرحيم

امامت يكي از اصول دين مبين اسلام و همچنين يكي از موارد اختلاف ميان سني و شيعه است.

امامت اساس درگيريها

آيت الله سيد هاشم دستغيب گفته اند كه :شيعه بااين عقيده اســت كـه امام بايد بـه وسيله ي خدا وپيامبر را انتخاب شودومعصوم باشداما سني براين عقده است كه امـام بـايد بـه وسيله ي مسلمانان انتخاب شود و معصوميت امام را شرط نمي دانند، بديـــهي اســت كــــه در جامعه اي كـــه رهبــرش از اشتباه به دورنباشدچـه بسااشتباهاتــي غيرقابل جبران پديـدمي آيد،بديهي اســت كـه در دين ايـن جامعه تحريفاتي نيز پيش بيايد.(1)

امامت از بالاترين مقامهاست

در قرآن آيــاتي وجود دارد كــه بــه وسيله ى آن مي توان ثابت كرد كــه امـام بــالاترين مقــامها را صاحب است:

«و اذ ابتلي ابـراهيم ربّة بكلمات فاتمّهنّ قـال انّــي جاعك للنّاس امــاما قال و مـن ذرّيتي قال لا ينال عهدي الظالمين » (سوره ى مباركه ى بقره آيه ى 118)

«و هنـگامي كه ابـراهيم را پروردگارش به كلماتي آزمود، پــس از عـهده ى امتحان بيرون آمد (پروردگارش) فرمود : من تــرا بــراى مــردم پيـشوا قراردادم(ابراهيــم ) گفــت: و فرزندانـم (يعني مقام را فرزندانش درخواست كرد. خداوند)فرمود: عــهد (ولايت) مــن بــه ستمگران نمي رسد.

چند نكته بايد مورد نظر قرار گيرد يـكي بالاترين مقام بودن امامت و ديگر آنكه خداوند بايد امام را تعيين كند و همچنين اين عهد الهى به ستمگران نميرسد. قل لّآ اسلكم عليـه اجراإلّا الموده في الْقربي و مـن يفترفْ حسنه نزد لـه فيـها حسنـا إن الله غفور شكور

بگومن هيچ پاداشي ازشمانميخواهم جزدوست داشتن نزديكانم وهرعمل نيكي انجام دهدبه نيكي اش مي افزاييم چراكه خداوند آمرزنده و شكرگزار است.

درشان نزول آيه ي فوق روايت شده است: هنگامي كه پيامبر وارد مدينه شــد و پــايه هاي اســلام محكم گرديد انصار نــزد پيامبرآمــدند و بــــه آن حضرت عرض كردند: اگـر مــشكلات مـالــي بــرايتان پيش آمد ما حاضر هستيم تمام اموالمان را بدون هيچ شرطي در اختيار شما قرار دهيم كه در ايــن هنگام آيــه فوق نـازل شد و مســلمـــانـان را بــــه دوســــــت داشتــن خويشاوندان پيـامبر بــــه جـاي مــزد آن حضرت فرمـان داد. در ايــن كــه مــراد از خويشاوندان پيامـبر چـه كساني هستند اقوال مختلفي نقـل است اما نظريــه اي كـــه از همه معتبرتـر بـــوده و مفسران اهـل سنت آنــــرا نقـل كرده انـد ايـن است كـــه منظور ايـن است كـه در آيـــه ي مذكــور عــلي و فاطمــه و حـــــسن و حـــســين(عليهما السلام) هـــــستند. زمــــخشري و قـرطـبي از مفسران اهل سنــت در مورد اين آيــه آورده انــد: هنــگامي كـه آيـــه ي «قل لّااْسلكم...»نازل شد اصحاب پيامبرخطاب به آن حضرت عرض كردند: اي رسـول خــدا خويشاونـدان تو كه محــبت كردن بـــه آنــها واجب است ،چــه كســاني هستند؟ پيامبر در پاسخ ســه بار فرمودند علي وفاطمه ودو فرزند آنها . قرآن در آيــه ي 55مــائده خـــــطاب بـــه مـــسلمانان ميفرمايدآيـــه ي ولايت »

انّماوليّكم الله ورسوله والذينءامنواْ الَّذين يقيمون الصلاه ويوتون الزكوه و هم راكعون

سرپرست و ولي شما تنــها خداست و پيامبر او و آنان كه ايمان آورده اند و در حال ركوع انفاق مي كنند.

شيعـــه و سنـــي در شـــان نزول اين آيــه از ابوذر غفاري روايت كرده اند كه وي مي گويد)روزي با رسول خدا در مسجد نماز مي خواندم سايلي وارد شــد و از مردم تقــاضاي كمك كرد ولـي كـسي پاسخ او را نداددرپي اين امر سايل دست خودرا بالا بردوگفت: خدا يا توخودشاهد باش كـــــــه من درمسجدر سول توتقاضاي كمك كــــردم اماكسي پاسخ مرانداد) كه در همين حال علي(ع)كه درحال ركوع نمازبودبا انگشت سمت راســت خود به سايل اشاره كرد سايـل نزديـك آمـدوعـلي انگشتر خودرا به او داد پيامبر (ص)درآنــجا حضورداشت پس از نماز ســر را بــه سوي آسمان بلند كرد و گفت:

خداوندا،برادرم مــوسي از تـــو تقاضا كرد كه سينه ي اورا وسيع گرداني وكارهارابراوآسان نمايي وبرادرش هارون راوزيـروياورش قرار دهي. .خداوند ا ،مــن محـمد بـرگزيـــده و پيـامبرتـوام سيــنه ام را گــشادنـما و كارها را بــرمن آسان ساز و از خاندانم علي را وزير من گــــردان تـا بــه وسيله ي پشتم قوي و محكم گردد.هنوز دعـــاي پـيامبر تـمام نـشده بود كه جـبرييل آيــه ي فوق را نازل كرد.

انكار غدير انكار اسلام ناب است،

براي ايــنكه اسلام بخواهد پا بر جا بماند و جــزئيات دوران پيامبر اجرا شود،مسائلي جديد پيش مي آيد،اگر ما بخواهيم اين مسائل را با تكيه بـــر ملاك هاي اسلام و قرآن حــل فصل كـنيم، نياز بــه كسي كـه از اشتباه بــه دور باشد است تا در راس امور قرار گيرد، بنابراين محتواي غدير يعني عمل به اسلام و بقاي اسلام،

حال كه به اين نتيجه اي رسيديم انكار غدير انكار اسلام است،

از اين روست كه پيامبر (ص) فرموده اند: بـرتـرين عيد مسلمانان عيد غدير است، يعني والاترين

پديده ي اجتماعي مسلمانان عيد غدير است،

از امام جعفر (ع) نقل است كه پيامبر (ص) فرموده اند:

روز غديــر برتريــن عيــد امــت من است، و آن روزي اســت كـــه خداي عزوجل مـــرا امـــر كــرد تــا برادرم عـلي بـن ابــي طالب را رهبر امــت خــود قرار دهــم، تــا پس از مــن بــــه او اقتدا كننــد، و آن روزي است كه خداوند در آن روز دين دين را كامل كرد،

پس امر ولايت يكي از اركان سنت نبوي است،

در حديثي ديگر نقل شده است:

پيامبر در مسجدي نشسته بودند، ناگهان فردي آمد ،ازپيامبرســؤال كرد :درآيـه ي واعــتصموو..منظورازريسمان الهي چيست كه قرآن چنگ زدن به آنرا سفارش كرده است، چيست؟ پيامبرفرمود:يعني اطاعت از ولايت اين فرد،(منظورامــام علي كه درآنجا نشسته بودند)آن فرد صورت امام را بوسيدنــد ،بعد اصحاب از پيامبر ســؤال كــردند ،آن فــردچه كسي بود، فـرمودند خضر نبي

" عبدالرحيم بـــــن روح قصير مي گويد: از امام بـــاقر(ع)راجع بــه قول خداي تعــالي«پيغمبر بـــــه مومنان از خودشــــان سـزاوار تـراست وهمسران اومادران مومنانندوبعضي نسبت به بعضي دركتاب خداسزاوار تر اند ـــــ 6سوره ي احــزاب ـــــ پرسيدم در باره ي چه كسي نازل شده است؟ فرمود درباره ي امرولايت وامامت نازل شــــده است،اين آيـــه پـــس از حـــسين (ع)درمـــيان اولادش جـاري شد ، پــــس، ما نسبت پيغمبر و امــــر امــامت از مــــومنين و مهـــاجرين و انصار سزاوار تر يم، گفتم اولاد جعفر از امامت بهره اي دارند؟فرمود: نه گفتم براي اولادعباس بهره اي هست؟فرمود: نه ،پــس من تمام شعبات فرزندان عبدالمطلب را آن حــضرت بـرشمردم،

نسبت به همه ميفرمود: نه،ولي اولادحسن (ع)را درآن مجلس فراموش كردم، بعد خدمتش رسـيدم و عرض كـردم: براي اولاد حسن (ع) از امــامت بهره اي است؟ فرمــود: نه ، به خدا ،اي عبدالرحيم براي هيچ كه به محمد منسوب است بهره ائي نيست، جز ما،(2)

ابو بصيرمي گويد: ازامام صادق (عليه سلام ) درباره ي قول خـداي عزّوجل "خــدا را فرمان بريـد و پيغمبر و كارداران خود را فرمان بريد ــــ 59 نسا ـــ پرسيدم، فرمود: درباره ي علي(ع)وحسن(ع)وحسين (ع) است، (زيرا در آن زمان همان سه نفر از ائـــمه حاضر بودند)بــه حضـرت عرض كردم: مردم مي گويند، چرا نام عـــلي و خانــواده اش در كتـــاب خداي عزوجل برده نــشده؟

فرمود: به آنها بگو :آيه ي نماز بر پيغمبر (ص) نازل شد و سه ركعتي و چهار ركعتي در آن نــام برده نشد، تا اينكه پيامبر(ص) خود براي مردم بيان كرد، آيه ي زكات برآن حضرت نازل شدونام برده نشد كــه ـزكات از هر چهل درهم يك درهم است، تـا اينكه خود پيغمبرآن رابراي مردم شرح داد و امربه حج شدوبه مردم نگفت هفت دور طواف كنيد تــا اينكه خود پيغمبر آنرا براي آنها توضيح داد، و آيــه ي اطيعوا الله و ...نــــازل شد و در باره ي علي وحسن و حسن هم نازل شد ، پس پيامبر (ص) در بـاره ي علــي (ع) فرمود: هر كــس را كــه من مولا و آقايــم عــلي مولا و آقاست ،وبازفرمود:درباره ي كتـاب خدا واهل بيتم به شماسفارش مـي كنم،من ازخداي عزوجل خـواسته ام كه ميان اين دو جدايي نيندازد، تا آنها را در سر حــوض بــه من رســاند،

خدا خــواسته ي مرا عطاكرد، و نــيز فرمـود: شما چيزي بـــه آنها نياموزيد كه آنها ازشما دانا ترهستند، وباز فرمود:آنها شما را ازدرهدايت بيرون نكنند و به در گمراهي وارد نسازند.

اگر پيامبر خاموشي مي گزيد ، و در باره ي اهل بيتش بيان نمي كرد، آل فلان و فلان آنرا براي خود ادعا مي كـــردند، ولي خــداي عزوجل بـراي تصديق پيغمبرش بيان آن حضرت را(كــه مقــصودآل پيامبراست نه فلان وفلان) دركتابش نازل فرمود: همانا خدا مي خواهد نا پاكي هارا از شما اهل اين خانه ببردوپاكيزه تان كند،پاكيزه ي كامل ـــ33سوره ي احزاب ـــ (3)

يكي ديگر از آياتي كه در آن روز نازل شد، اين آيه ي شريفه است:

"يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس" اي پيامبرآنچه از پروردگارت به تو نازل شده بــه مردم برسان، اگر انجام ندهي، پيـــام وي را نرساندي، خدا تو را از شر مردم حفظ مي كند،

مفسران مي گويند: تهديدي كه خداي تعالي پيغمبرش را مي فرمايد، بـــا وعده ي حفظ و نگهداري آن دليل بزرگي بر اين است كه : امر مهمي كه خدا در اين آيـــه ي شريفه تذكر مي دهد ،موضوع تعيين امــام و جانشين است ، كه اگر انجام نشودزحمات بيست وســـه ساله ي پيامبر اكــرم(ص)

پس ازمرگش به هدرمي رود،ومردم يك باره به جاهل خودبرمي گردند، و مثل اين است كه پيامبر رسالت و پيام خدا رانرسانده است،و نيز چون امام علي (ع) به واسطه ي جنگ هاي معروف و مشهورش كــه پايه هاي اسلام را محكم كرده بود،دردل منافقان كينه و خشمي ايجاد نموده بود، كه دراواخر امر پيامبر (ص) گاه و بي گاه اظهارمي كردند وآن حضرت هم آگاه بود كه نصب علي (ع) به مقام پيشوايي بـرآنها گران و سنگين خواهد آمد و كارشكنــي و فتنـه انگيزي خواهند كرد، از اين جهت خداي تعالي ضمانت نگهداري پيغمبرش را در آيه ي شريفه تذكر مي دهد. درواقعه ي غدير خم جمعيتي كه درآن روز حاضر بودندو سخنان پيامبر را مي شنيدند، همگي منظور پيامبررا فهميدندوعلي(ع)رابـه مقام امامت وخلافت تبريك گفتند، نخستين آنها عمربن خطاب بودكـه گـفت:"بخ بخ لك يــا ابا الحسن لقد اصبحت مولاي و مولا كل مومن و مومنه " خوشا به حالت ابا الحسن ! كه امروز آقاي من و آقاي هر مرد و زن با ايمان گشتي.

حسـان بن ثابت نيز در آن روز اشعـاري در تبريك و تهنيت آن حضرت به مقام امامت سروده كه بــه تواتر از او نـــقل شـــده است و همچنين شعرا ديگر از اصحاب پيامبر و تابعين ،اين موضوع را به تفضيل بيان كرده و همه معني امامت را در سخنان پيامبر فهميدند. (4)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1:امامت و ولايت2: اصول كافي، مسئله ي 750 شماره ي دو 3: مسئله ي 750 شماره ي يك 4: اصول كافي، مسئله ي 750 شماره ي يك، قسمت پنجم

4:اصول كافي، جلد دوم، شماره ي يك، قسمت پنج و شش

¤ نوشته شده در ساعت 06:08 توسط امين آسيايي | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (2)

منوی وبلاگ

درباره ما

آخرين پست ها

شاخه ها

لینک ها

نویسندگان

آمار

ديگر

©2006 - Powered by AftaBlog.com

New Page 2

Use Advanced Search



اين وب را صفحه ي خانگي خود كنيد onLoad and onUnload Example


وب وبلاگ